روزهای پرالتهابی را می گذرانیم. روزهائی که هر دو سال یک بار تکرار می شوند و آدم ها احساس آزادی می کنند. احساس نشاط می کنند. صدای ساز و دهل از هر کوی و برزن بلند است. این جشن و حرکات موزون خودجوش نیست بلکه از سوی کاندیداهایی صورت می گیرد که سودای ریاست و نمایندگی در سر دارند. این هفته؛ هفته مصونیت است و تو در این هیاهو و سروصدا با غرور؛ درد و رنج بیماری را در تنهایی تحمل می کنی . فکر نکن از اذهان دوستانت پاک شده ای . خیر آنها همانند همسر و فرزندانت نگران سلامتی ات هستند.
اسماعیل جان
نیمه شعبان بود. صدای جشن و سرور زنان همسایه بمناسبت زادروز فرزند زهرای اطهر (ع) ؛ محله را پر کرده بود. با وجود هلهله و تک خوانی زنان هیچ اثری از انحراف نبود. مردان سر کوچه جمع شده بودند و عید را تبریک می گفتند. ترانه های شیرازی با شور و هیجان و با کف و سوت زنان بدون هیچ مزاحمتی اجرا می شد. این روزها روزهای انتخابات است. معمم ها مکلا شده اند و مکلاها با معمم ها عکس یادگاری می گیرند. ستادهای جوانان اصلاح طلب حامی رئیسی و اصولگرایان حامی روحانی برپاست!!. بازار افشاگری ها رونق گرفته است. برای اولین بار به سختی کار اعضای محترم شورای نگهبان پی بردم. شورای نگهبان سعی کرده از بین خیل انبوه کسانیکه احساس تکلیف کرده و برای انتخابات ریاست جمهوری ثبت نام کرده اند؛ جمع محدودی را بعنوان رجل سیاسی معرفی کند . با این وجود کاندیداها در انظار عمومی؛ ناگفته هایی را بر زبان راندند که هر وطن پرستی از شنیدنش شرم دارد. هیچکس به تو اشاره ای نکرد. تو نه فعال اقتصادی هستی و نه فعال سیاسی. نام بردن از تو نفعی برای شان ندارد. آنها بجای اشاره به تو و جایگاه تعلیم و تربیت به شغل فرزند وزیر اشاره کردند.
اسماعیل عزیز
بی اخلاقی موجود در این فضا نشان می دهد که باید آستین ها را بالا زد و برای بازیابی و اصلاح تعلیم و تربیت عزم را جزم کرد. چه کسی مانند تو می تواند این درد را بفهمد و برای درمان آن اقدام کند؟. آیا بود و نبود تو یکی است!؟. من نه از باب رفاقت ملتمسانه می خواهم که به اعتصاب غذایت پایان دهی بلکه پایان اعتصاب غذا و رویکردت به اصلاح تعلیم و تربیت را از نیازهای ضروری جامعه می دانم. گرچه همدردی با همسر و فرزندانت وظیفه انسانی است ولی من نه بدلیل همدردی که از باب نیاز می خواهم که از غرور و خواسته معقولت بگذری و برای سلامت تعلیم و تربیت ؛ سلامتی خود را احیاء کنی .
ارادتمند همیشگی
96/2/26
وبلاگ شخصی محمدتقی سبزواری
nmadrseh.blogfa.com
برچسب:
نویسنده: غزل میرزاپور